السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

713

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

البته اين فرقه منقرض شده و از آن اثرى باقى نمانده است 2 ( - - ) شيعه ) . ( - - ) مخالف ) فطر فِطر : عيد فطر ( - - ) عيد فطر ) / افطار ( - - ) افطار ) . فطرت فِطرت : سرشت . فطرت از « فطر » و در لغت به معناى نوع و هيئتى از خلقت آمده است كه خداوند بندگان را بر آن نوع و هيئت آفريده است . 1 در فارسى از آن به سرشت و خمير مايه تعبير مىشود . 2 در قرآن كريم اين واژه به « اللَّه » اضافه شده است . 3 مقصود از « فطرت اللَّه » آن است كه انسان به گونه‌اى آفريده شده كه اگر او را به حال خود واگذارند ايمان و دين و خدا را برمىگزيند ؛ 4 از اين رو ، در حديثى معروف آمده است : « هركس خود را شناخت ، خدا را شناخته است » . 5 در حديثى از امام رضا عليه السّلام « فطرت اللَّه » به توحيد ، نبوت و ولايت تفسير شده است . 6 در حديثى ديگر از امام باقر عليه السّلام آمده است : « خداوند خلق را بر معرفت به ربوبيت خويش آفريد و اگر اين گونه نبود ، بندگان پاسخ اين سؤال را نمىدانستند ، آنگاه كه از ايشان پرسيدند : پروردگار روزى دهنده‌شان چه كسى است » . 7 به همين دليل ، در برخى روايات ، فطرت به اسلام تفسير شده است . 8 در كلمات فقها نيز در بحث ارتداد ، فطرت در معناى دين اسلام به كار رفته است . وقتى گفته مىشود مرتد فطرى ، مقصود مرتدى است كه بر آيين اسلام متولد شده است ؛ بدين معنا كه پدر و مادر يا يكى از آنان هنگام ولادت او مسلمان باشند كه كودك نيز در دين تابع آنان است 9 ( - - ) ارتداد ) . در روايات ، فطرت به « سنّت » نيز تفسير شده است ، مانند آنكه در روايتى پنج عمل ، از جمله چيدن ناخن و گرفتن شارب از فطرت بر شمرده شده است . 10

--> ( 1 ) . اختيار معرفة الرجال 2 / 524 * ( 2 ) . مسالك الافهام 5 / 340 ؛ جواهر الكلام 28 / 40 .